متن آهنگ چو بشنوی سخن اهل دل مگو خطاست از اشعار حافظ
متن و اطلاعات آهنگ چو بشنوی سخن اهل دل مگو خطاست با صدای اشعار حافظ بر اساس اطلاعات واقعی اثر در این صفحه گردآوری شده است.
Exclusive Song: اشعار حافظ - چو بشنوی سخن اهل دل مگو خطاست

متن آهنگ چو بشنوی سخن اهل دل مگو خطاست از اشعار حافظ
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نهای جان من خطا این جاست سرم به دنیی و عقبی فرو نمیآید تبارک الله از این فتنهها که در سر ماست در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب بنال هان که از این پرده کار ما به نواست مرا به کار جهان هرگز التفات نبود رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست نخفتهام ز خیالی که میپزد دل من خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم گرم به باده بشویید حق به دست شماست از آن به دیر مغانم عزیز میدارند که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست
اطلاعات آهنگ چو بشنوی سخن اهل دل مگو خطاست
- خواننده
- اشعار حافظ
- تاریخ انتشار
- مدت آهنگ
- 1:48
کاور و مشخصات اثر از داده ثبتشده همان ترک دریافت شده است.