متن آهنگ گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب از اشعار حاف
متن و اطلاعات آهنگ گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب با صدای اشعار حافظ بر اساس اطلاعات واقعی اثر در این صفحه گردآوری شده است.
Exclusive Song: اشعار حافظ - گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

متن آهنگ گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب از اشعار حافظ
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب مینماید عکس می در رنگ روی مه وشت همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تو در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب
اطلاعات آهنگ گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
- خواننده
- اشعار حافظ
- تاریخ انتشار
- مدت آهنگ
- 1:35
کاور و مشخصات اثر از داده ثبتشده همان ترک دریافت شده است.