متن آهنگ عشق ومستی از حسام الدین سراج
متن و اطلاعات آهنگ عشق ومستی با صدای حسام الدین سراج بر اساس اطلاعات واقعی اثر در این صفحه گردآوری شده است.
Exclusive Song: حسام الدین سراج - عشق ومستی

متن آهنگ عشق ومستی از حسام الدین سراج
دی دامنش گرفتم، کی گوهر عطایی شب خوش مگو مرنجان، که امشب از آن مایی افروخت روی دلکش شد سرخ همچو اخگر گفتا بس است کم کن تاچند از این گدایی با مدعی مگویید، اسرار عشق ومستی تا بی خبر بمیرد، در رنج خود پرستی عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید نا خوانده نقش مقصود از کارگاه هستی با مدعی مگویید، اسرار عشق ومستی تا بی خبر بمیرد، در رنج خود پرستی سلطان من خدا را زلفت شکست مارا تا کی کند سیاهی چندین دراز دستی با مدعی مگویید، اسرار عشق ومستی تا بی خبر بمیرد، در رنج خود پرستی در گوشه سلامت مستور چون توان بود تا نرگس تو با ما، گوید رموز مستی گفتم که خوش عذارا، تو هست کن فنا را زر ساز مس ما را، تو جان کیمیایی سلطان من خدا را زلفت شکست مارا تا کی کند سیاهی چندین دراز دستی دی دامنش گرفتم، کی گوهر عطایی شب خوش مگو مرنجان، که امشب از آن مایی ای همرهان و یاران، گریید همچو باران تا در چمن نگاران، آرند خوش لقایی ای همرهان و یاران، گریید همچو باران تا در چمن نگاران، آرند خوش لقایی ♪
اطلاعات آهنگ عشق ومستی
- خواننده
- حسام الدین سراج
- تاریخ انتشار
- مدت آهنگ
- 8:06
کاور و مشخصات اثر از داده ثبتشده همان ترک دریافت شده است.