متن آهنگ افسانه (افشاری و نوا) از علیرضا قربانی
متن و اطلاعات آهنگ افسانه (افشاری و نوا) با صدای علیرضا قربانی بر اساس اطلاعات واقعی اثر در این صفحه گردآوری شده است.
Exclusive Song: علیرضا قربانی - افسانه (افشاری و نوا)

متن آهنگ افسانه (افشاری و نوا) از علیرضا قربانی
حالم از شرح غمت افسانه ایست چشمم از عکس رخت بتخانه ایست هر کجا بدگوهری در عالمست در کنار آنچنان دردانه ایست بر امید زلف چون زنجیر تو ای بسا عاقل که چون دیوانهایست گفتم او را این چه زلف (ی پر خم است) گفت هان فیالجمله در (آن شانهایست) از لبش یک نکتهای (بحری مراست) وز خمش یک قطرهای پیمانهایست با فروغ آفتاب حسن او شمع گردون کمتر از پروانهایست نازنینا رخ چه میپوشی ز من آخر این مسکین کم از بیگانهایست از بت آزر حکایتها کنند بت خود اینست از (برش بتخانهایست) دل نه جای تست آخر چون کنم در جهانم خود همین ویرانهایست این نه دل خوانند کین (سان شرحه است) این نه عشق است از (جفا الوانهایست)
اطلاعات آهنگ افسانه (افشاری و نوا)
- خواننده
- علیرضا قربانی
- تاریخ انتشار
- مدت آهنگ
- 9:20
کاور و مشخصات اثر از داده ثبتشده همان ترک دریافت شده است.