متن آهنگ انسان باشیم از فریدون مشیری
متن و اطلاعات آهنگ انسان باشیم با صدای فریدون مشیری بر اساس اطلاعات واقعی اثر در این صفحه گردآوری شده است.
Exclusive Song: فریدون مشیری - انسان باشیم

متن آهنگ انسان باشیم از فریدون مشیری
دانه می چید کبوتر، به سرافشانی بید لانه می ساخت پرستو، به تماشا خورشید صبح از برج سپیداران می آمد باز روز با شادی گنجشکان می شد آغاز نغمه سازان سراپرده دستان و نوا روی این سبزه گسترده سراپرده رها دشت، همچون پر پروانه پر از نقش و نگار پرزنان هر سو پروانه رنگین بهار . . . مهر، چون مادر می تابد سرشار از مهر نور می بترد از آینه پاک سپهر می تپد گرم، هم آواز زمان قلب زمین موج موسیقی رویش! چه خوش افکنده طنین ابر می آید سر تا پا ایثار و نثار سینه ریزش را می بخشد بر شالیزار رود می گرید تا سبزه بخندد شاداب آب می خواهد جاری کند از چوب، گلاب خاک می کوشد تا دانه نماید پرواز باد می رقصد تا غنچه بخواند آواز مرغ می خواند تا سنگ نباشد دلتنگ مهر می خواهد تا لعل بسازد از سنگ تاک صد بوسه ز خورشید رباید از دور تا که صد خوشه چو خورشید برآرد انگور سرو، نیلوفر نشکفته نوخاسته را می دهد یاری کز شاخه بیاید بالا . . . سرخوشانند ستایشگر خورشید و زمین همه مهر است و محبت نه جدال است و نه کین اشک می جوشد در چشمه چشمم ناگاه بغض می پیچد در سینه سوزانم، آه پس چرا ما نتوانیم که این سان باشیم؟ به خود آییم و بخواهیم که : انسان باشیم
اطلاعات آهنگ انسان باشیم
- خواننده
- فریدون مشیری
- تاریخ انتشار
- مدت آهنگ
- 4:26
کاور و مشخصات اثر از داده ثبتشده همان ترک دریافت شده است.