متن آهنگ از روی تو دل کندم آموخت از هوشنگ ابتهاج
متن و اطلاعات آهنگ از روی تو دل کندم آموخت با صدای هوشنگ ابتهاج بر اساس اطلاعات واقعی اثر در این صفحه گردآوری شده است.
Exclusive Song: هوشنگ ابتهاج - از روی تو دل کندم آموخت

متن آهنگ از روی تو دل کندم آموخت از هوشنگ ابتهاج
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است امی بس غم و شادی که پس پرده نهان است گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری دانی که رسیدن هنر گام زمان است تو رهرو دیرینه ی سر منزل عشقی بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است آبی که بر آسود زمینش بخورد زود دریا شود آن رود که پیوسته روان است باشد که یکی هم به نشانی بنشیند بس تیر که در چله ی این کهنه کمان است از روی تو دل کندنم آموخت زمانه این دیده از آن روست که خونابه فشان اس دردا و دریغا که در این بازی خونین بازیچه ی ایام دل آدمیان است دل بر گذر قافله ی لاله و گل داشت این دشت که پامال سواران خزان است روزی که بجنبد نفس باد بهاری بینی که گل و سبزه کران تا به کران است ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی دردی ست درین سینه که همزاد جهان است از داد و داد آن همه گفتند و نکردند یارب چه قدر فاصله ی دست و زبان است خون می چکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من می کنم افشردن جان است از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود گنجی ست که اندر قدم راهروان است
اطلاعات آهنگ از روی تو دل کندم آموخت
- خواننده
- هوشنگ ابتهاج
- تاریخ انتشار
- مدت آهنگ
- 3:10
کاور و مشخصات اثر از داده ثبتشده همان ترک دریافت شده است.